دکه آکو

سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز/مرغ دلم ز سینه پریدن گرفت باز (مولانا)

دکه آکو

سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز/مرغ دلم ز سینه پریدن گرفت باز (مولانا)

دکه آکو

دکه ای بالای کوه پشت افق
دکه ای چوبین ،سیمرغ دکه چی
اندکی باران, سروی سبز,گلی اهلی در همسایگی
هور بانو در حال طلوع
همه حاظر همه ناظر ,دوستی دست شماست

*سیمرغ یکی از معانی اسم ساینا است
*آکو به معنای قله کوه است

آخرین مطالب

۷ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

درباره آووکادو

دوشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۴۰ ق.ظ
شاید بتونیم وبلاگ رو هم به لیست مدرسه و شهر و ...
اضافه کنیم و خونه nام حسابش کنیم!
با این حساب وبلاگ اعترافات یک درخت برای مثل یه خونه است , خونه یه دوست , خونه ای که احتیاج به در زدن و اِهن و تُلُپ نداره !!!
یه خونه بزرگ و نو ساز , خونه ای از جنسِ اعتراف , حرف و شعر , دلتنگی و خاطره ...
یه خونه با کتاب خونه بزرگ , آلبوم عکس فوق العاده , آرشیو موسیقی بی نظیر , ...
درختی با ریشه های امید و ایمان 


پ ن : یک سالگی وبلاگتون مبارک جناب آووکادو :)

۳ نظر ۲۶ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۴۰
ساینا

باز گویم !

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۳۵ ب.ظ

راز گویم , باز گویم

                  با تو جان آهسته گویم

                                                   با دلی افسرده گویم

خیره در چشمِ تو گویم :

"حلقه چشمانِ تو مستانه نیست

لرزشانش آنقدر جانانه نیست

علفى شیرین تر از چشم تو نیست 

دلِ من بُز گونه وار گیر تو نیست !!! "


۹ نظر ۲۳ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۳۵
ساینا

مشکلات ردیف کلماتم را دزدیده اند

جمعه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۲:۰۹ ق.ظ

                   

کلماتم ردیف نمیشوند

این دل  مشغولیِ لعنتی راه گریزی است برای آرامشم

ساختِ نردبانی به بلندای این مشکل زمان مطلبد .

فردا روز تازه ای است , امیدوارم روزگار تازه ای را هم رقم بزنم !


+برای مدتی( امیدوارم کوتاه ) کمتر مینویسم , خاموش تر میخوانم , این نربان را باید ساخت!


۴ نظر ۱۶ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۰۹
ساینا

مرد بود , یه مرد

سه شنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۴۱ ق.ظ

هوا سرده , سوز میاد , چهارشنبه شبِ و من تنهام !

از اتوبوس پیاده میشم , نگام کشیده میشه به اون سمت خیابون

پنج تا ادم خسته و یه تاکسی خطی 

ته دلم خالی میشه , لعنتی چرا امشب انقدر خلوتِ

میترسم , از این تاریکی , از تنهایی ایستادن, از شخصی سوار شدن , از بوق زدن ها میترسم

میرسم بهشون , راننده داره مسافر ها رو تخمین میزنه

_ تو یه سرویس جا نمیشید میرم بر میگردم

گوشیم زنگ میخوره , بابامِ , ماشین تعمیرگاهِ , نمیخوام نگرانشون کنم 

سلام , نه! یه خورده معطل شدم , هنوز از اتوبوس پیاده نشدم , برسم ماشین هست دلتون شور نزنه , باشه , خدافظ

رفت و برگشت این سرویس کمِ کم بیست دقیقه طول میکشه , هوا تاریکِ , دارم تنها میشم , سردمه و من میترسم

یه دفعه می ایسته , اونی که داره میره سمت صندلی جلو , روش و بر میگردونه و میگه

_یه نفر جا داره , شما برید من با بعدی میام

خوشحال میشم از تهِ دل , میدونم جای تعارف نیست

+مرسی , واقعا ممنونم

میخنده با نگاش تشویقم میکنه برم سوار شم

میخندم به روی این مرد نشناخته

به روی مردی که نه سینه ستبر داره , نه صدای کلفت و نه نگاه هیز

یه مرد واقعی که من و دل خوش میکنه به مردونگی هایِ باقی مونده


پ ن :این خاطره بر میگرده به دو سال پیش و من هر وقت به اون شب سرد فکر میکنم گرمم میشه !


۷ نظر ۱۳ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۴۱
ساینا

اشک هایِ سبکم

سه شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۷:۱۴ ب.ظ
آزادیشان بی فایده است 
اشک هایم سبک شده اند !
این نمک های خالصِ بی وزن , فقط مرا تشنه تر میکنند
             
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۱۴
ساینا

گول نخورید

يكشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۳۴ ب.ظ

گولِ سیمرغِ معنی اسمم را نخورید     

پَر های دوستیمان را آتش نزنید!

من از این دکه چسبیده به قله کوه پایین بیا نیستم

اخر میدانید من یک سیمرغ شیرازی ام...

پ ن :اینجا یک قدم از همه چیز دورترم , درست اینجا یک قدم به همه چیز نزدیک ترم

                                                              

۹ نظر ۰۴ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۳۴
ساینا

دو راهی

شنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۴۴ ق.ظ
همیشه بین دو راهی بد و بدتر , یکی و انتخاب کن حتی اگه اون راه بدتر باشه !!!
از دو راهی هات استفاده کن , وگرنه گیر تک راهی بدترین می افتی 
انتخاب کن تا انتخاب نشدی ...

۵ نظر ۰۳ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۴۴
ساینا